|
|
زگهواره تا گور دانش بجو
مصاحبه ها، ویدیو ها و مقاله های تازه در باره بحران اقتصادی
سیستم جهانی سرمایه داری
تعطیل پیاپی دو بورس سهام مسکو اکنون دیگر به امری طبیعی تبدیل شده است. هدف، جلوگیری از سقوط بیشتر بورسها تحت تاثیر عوامل بیرونی است. شاخص سهام آر تی اس (RTS) از ماه مه به اینسو هفتاد درصد ارزش خود را از دست داده است. شرکتهای خودروسازی از ساعات کار خود میکاهند، عرضه مواد خام کاهش مییابد و بخش خدمات که تاکنون شکوفا بود، اکنون همکاران خود را اخراج میکند.
"سرگئی گوریف"، مدیر مدرسه اقتصاد نوی مسکو در این مورد میگوید: وضعیت واقعا جدی است. شرکتهایی هستند که پروژههای سرمایهگذاری خود را به عقب میاندازند و شرکتهایی هم هستند که مجبور شدهاند همکاران خود را اخراج کنند. اینها بیشتر شرکتهایی هستند که به اعتبارات وابستهاند یا کالاهای سرمایهگذاری تولید میکنند. ضریب رشد اقتصادی سال آینده را اصلا نمیتوان پیشبینی کرد. پیشبینیها هفته به هفته بدتر میشوند.
... آثار مخرب سونامي مالي به بازارهاي پول و سرمايه جهان كشيده شده است. اما اين بحران در رابطه با اقتصاد كشورمان كمتر مورد تحليل قرار گرفته و غالب اظهارنظرها در اين باره با سادهنگري و بيتاثيري بر اقتصاد ايران جمعبندي و نتيجهگيري شده است. اظهارات مقامات سازمان بورس و اوراق بهادار كشور كه در آن بر بيارتباطي اقتصاد ايران و بورس كشور با نهادهاي مالي و بورسهاي بينالمللي تاكيد ميشود، نشان از تحليل ناصواب و غيرتخصصي از تاثيرات ابعاد بحران مالي بينالمللي بر اقتصاد ايران دارد. در شرايطي كه نفت در قيمتهاي بالاي 125دلار در هر بشكه در بورسهاي كالايي مانند NYMEX و LME رقم ميخورد ومعامله ميشد و حوالههاي كاغذي FUTURE نفت به دفعات 7 يا 8 بار توسط معاملهگران و بورس بازارن دست به دست ميگشت و حتي وزير محترم نفت كشورمان نيز احتمال نفت بشكهاي 200 دلار را ميداد، نگارنده زنگ خطر اقتصاد ايران و كشورهاي اوپك براي بازگشت قيمت نفت به قيمتهاي زير يكصد دلار و حتي در قيمتهاي پايينتر و غيرقابل تصور كنوني و آينده را به صدا درآورد.
-آنچه که در رسانه های رسمی دنیای سرمایه از آن بعنوان "بحران مالی" و یا "انقباض بازار اعتبار" یاد میشود در حقیقت بحران سرمایه داری در اصلی ترین کشورهای جهان است. اطلاق "بحران مالی" به این پایه ای ترین بحران سرمایه داری تلاشی برای پرده پوشی ماهیت بحران و خارج کردن کلیت نظام سرمایه داری از ضربات مردم زحمتکش معترض به این وضعیت ناهنجار است.
و این وظیفه و امر هر روزه متفکرین و مدافعین طبقه سرمایه دار و متخصصین رنگارنگش است. آنچه در مقابل چشمان ما در حال گسترش است بحران نظام است. محدود به محلی نیست. کشوری نیست. جهانی است. بحران اقتصادی ادواری با عواقب خانمان برانداز اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یک واقعیت انکار ناپذیر عملکرد نظام سرمایه داری است
جمهوری اسلامی ایران که به اصطلاح سالها از سوی کاخ سفید در تحریم اقتصادی بود و مبادلات اقتصادی بین دو کشور انجام نمی شد، بیشترین اقبال را در این عرصه داشته و تنها براثر تورم جهانی و گرانی کالا ها از جمله مواد غذایی تا حدی در معرض قرار گرفته است.
به اصطلاح اقتصاد دانان چون در اقتصاد " بازار" ایران مبادلات بر اساس " تومان در برابر تومان " است، و از دلار بهره گرفته نمی شد" به دلار وصل نبودیم"، بحرانی وجود ندارد، میزان آسیب ها نیز کم است.
بعضی از کارشناسان اقتصادی ایران در هفته های اخیر گفته بودند که بحران اقتصادی آمریکا پشست دروازه های ایران است و به زودی ایران در محور این سونامی مالی قرار می گیرد که گویا این اقتصاد دانان
آگاهی لازم را از شرایط و احوالات مالی جهان نداشته اند.
در حقیقت اگر ایران به دلیل آنکه به اقتصاد جهانی و دلار به طور مستقیم وصل نبوده و از این ناحیه ضرر و زیان هایی را در سالهای گذشته متحمل شد و این مساله قابل انکار نیست، اما هم اکنون با بحران در اقتصاد آمریکا شاید تنها و یا از معدود کشورهایی که توانسته است در مسیر طوفان نباشد، ایران است.
______________________________________________
______________________________________________
______________________________________________
______________________________________________
______________________________________________
______________________________________________
هراس سرمايه گذاران به اندازه ای است که حتی ضمانت تاريخی دولت آمريکا برای نجات آمريکن اينترنشنال گروپ (ای آی جی) که بزرگ ترين شرکت بيمه دنياست، موثر واقع نشد.
واشينگتن میوچوال که يک موسسه عظيم وام دهنده است، برای بقای خود به دنبال خريدار می گردد. بانک بريتانيايی اچ بی او اس پی ال سی پس از آن که نيمی از ارزش بازار خود را در طول تنها يک هفته از دست داد، وادار شد خود را به رقيبش ليودس تی اس بی گروپ پی ال سی بفروشد.
اين بحران پس از آن اتفاق افتاد که بانک فدرال رزرو آمريکا، بانک مرکزی اروپا و بانک انگليس از واريز کردن ده ها ميليارد دلار به بازارهای مالی به دنبال اعلام ورشکستگی غول های اقتصادی خودداری کردند.
با اعلام ورشکستگی بانک لمان برادرز در روز دوشنبه 15 سپتامبر 2008 و هم چنين رقيب آن، موسسه مريل لينچ، بحران اقتصادی جديدی را در بازارهای جهانی به وجود آورد.
روزنامه آمریكایی واشنگتن تایمز با هشدار نسبت به تبعات بحران مالی امریكا نوشت: این بحران به شدت اقتصاد جهانی را تهدید می كند .
به نقل از روزنامه واشنگتن تایمز ،در حالی كه سرنوشت طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری دولت بوش برای نجات بازارهای مالی این كشور همچنان در ابهام قرار دارد ، این بحران به شدت اقتصاد جهانی را تهدید می كند .
پنجشنبه گذشته جورج بوش رییس جمهور آمریكا با تعدادی از نمایندگان كنگره دیدار كرد تا آنها را برای تصویب طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری متقاعد كند . ولی به رغم تاكید بوش برای تصویب سریع این طرح ، به نظر می رسد كنگره آمریكا هیچ عجله ای برای تصویب آن ندارد و می خواهد با دقت و حوصله به بررسی آن بپردازد .
بحران آن چنان عمیق ونگران کننده است که حتی امیران عرب و شیوخ خوابیده بر روی دلارهای نفتی که معمولا درچنین مواقعی با تزریق دلارهای باد آورده خود مانع ورشکستگی مالی بانگها وموسسات امپریالیستی میشدند، دیگر حاضر به ریسک نیستند. دراین را بطه تایمز مینویسد اگر وال استریت امید بسته که شاهزاده الولید بن طلال به کمک بانکهای ورشکسته آمریکایی خواهد آمد این پاسخ شاهزاده است: خیلی ممنون دیگه کافیه! مخصوصا بعد از چند باری که به مناسبتهای مختلف سیتی گروپ رو با تزریق سرمایه از دردسر بیرون کشیدیم. شاهزاده اضافه میکنه که دیگر در حوزه سرمایه گزاری بازار آمریکا حضور ندارد. ..واعلام کرده: مطمئن نیستم کسی تونسته باشد به عمق مشکلاتی که موسسات سرمایه گزاری آمریکا با آن دست بگریبان هستند پی برده باشد. اما من به همین نقل قول گرینز پن بسنده می کنم که همچین اتفاقی ممکنه یک بار در عمرتون یا حتی در قرن حاضر رخ بدهد، همین عمق فاجعه رو مشخص میکند. وی دراین مصاحبه اشاره می کند: که مطمئن نیست بحران به آخرین حد خودش رسیده باشد و در تلاش هست که به این مطلب پی ببره اما هر بار یکی میگوید این دیگر حد آخرش است ولی دوباره همه چیز رو به بدتر شدن پیش میرود آنچه که مسلم است بحران دامنگیر سرمایه داری که خود ورشکستگی راه حل حای نئولیبرالیستی را به نمایش میگزارد، این بار آن چنان شدید است که هم اکنون تاثیر مخربی بر کل اقتصاد جهانی برجای گذاشته است
به گزارش خبرنگار اقتصادی فارس عده ای از کارشناسان اقتصادی امریکا در مصاحبه با الجزیره به بررسی این واقعیت پرداختند که آیا بحران مالی آمریکا نشانگر پایان عمر و حیات نظام سرمایه داری به روش آمریکایی است و چه درس هایی باید از این بحران آموخت ؟
جیمز هنری نویسنده کتاب بانکداری خونین در این باره گفت : بحران اخیر بی شک ماهیت نظام سرمایه داری امریکایی را تغییر خواهد داد . این بحران پایان عمر این نظام نیست ولی موجب آغاز فصل جدیدی در قانونمندی بازارهای مالی و بخش مسکن آمریکا خواهد شد . بحران اخیر نشانگر شکست سیاست بازارهای مالی آزاد است .
اما، هدف از این "تزریق" چیست؟
هدف آن است که قیمت سهام این نهادهای در حال ورشکستگی، افزایش یابد. این بزرگترین یارانه ی دولتی در تاریخ است. اگر دهقان هندی نتواند دیون بانکی خود را باز پرداخت کند خودکشی می کند و بعد از اینکه خودکشی کرد، بانک ها زن و بچه اش را وادار به بردگی در پلانتاژها و سنگ بری ها می کنند تا دیون دهقان را بپردازند. اگر کارگر یا کارمند یا بیکار آمریکائی نتواند اقساط خانه اش را بپردازد، جایش در کنار خیابان در کنار بقیه بی خانمان هاست. اگر دولت هند برای نجات دهقانان هندی، به آنها کود و بذر با قیمت های سوبسیدی بدهد یا دولت آمریکا برای ممانعت از بی خانمان شدن آمریکائی هائی که قادر به پرداخت اقساط خانه هایشان نیستند دخالت کند، می گویند این "سوسیالیسم" است و باعث تحریف عملکرد "بازار" می شود. اما 700 میلیارد دلار چیست؟ بزرگترین یارانه ی دولتی در تاریخ است. اما برای اینکه ماهیت آن را بپوشانند اسم دیگری به آن داده اند. رئیس بانک مرکزی آمریکا اسم آن را گذاشته است: "خرید سهام ها به قیمت زمان بلوغ"! همه می پرسند، این واژه ی جدید دیگر چیست؟ توماس لایر، اقتصاد دان و مدیر سابق شرکت وام مسکن "فنی می" جواب می دهد: البته همه می دانند، "خرید به قیمت زمان بلوغ" یعنی خرید آن به قیمت بالای بازار. (نقل شده در هرالد تریبون 25 سپتامبر- جیمز سافت- مقاله ی: بعید است که طرح بزرگ ضد ورشکستگی موفق شود)
بحران چیست؟ هر بحران سرمایهداری بر خلاف تغییرات ادواری بحران در روابط اجتماعی است. همهی متغییرهای اقتصاد سرمایهداری در بحران دخالت دارند: نرخ سود، عدم تناسب بین بخشهای اقتصادی، کمبود مصرف و از این رو ارتش ذخیره کار و ترکیب ارگانیگ سرمایه. در اینجا بی آنکه به تشریح روند حرکت ارزش در بحران بپردازم از این نکته شروع میکنم که همینکه یکی از متغییرهای بالا برای طبقهی سرمایه دار به منفی میگراید این طبقه به راه حلی روی میآورد که موقعیت این متغییررا در رابطه با متغیرهای دیگر بدتر میکند. این امر تا آنجا ادامه مییابد که این طبقه دیگر هیچ راه حلی برایش باقی نمیماند. در این مقطع بحران آغازمیشود. طبقه سرمایهدار میتواند برای مدتی مشکل را با استفاده از ابزار اعتبار برطرف کند. چنین روندی میتواند مدت زمانی ادامه یابد. اما در یک نقطه، حباب خواهد ترکید. آنگاه بحران واقعی صورت میگیرد. این بحران فقط درصورتی بر طرف خواهد شد که طبقه کارگر شکست داده شود، دستمزدها کاهش یابد و ارتش ذخیره کار حجیمتر گردد. این خود به یک مبارزه مستقیم بین طبقات منجر میشود. چنین بحرانی از رکود بزرگ 1933-1929 تا بحال اتفاق نیفتاده، اما با پایان جنگ سرد و استالینیسم در حال مرگ، ما در دورهی جدیدی بسر میبریم.
هم زمان با اوج گیری بحران فراگیر اقتصادی در کشورهای غربی [1] احتمال تهاجم نظامی به ایران روز به روز بیشتر تقویت می شود. تحلیل گران بسیاری هستند که بر این باورند جنگ های دو دهه ی اخیر در جهان به صورت مشخص پاسخ های مقطعی و گذرا به بحران مستمر و طولانی سرمایه داری جهانی بوده است. این نظر هر چند درمورد کلیت تاریخ سرمایه داری و در قالب جنگ های اول و دوم جهانی نیز قابل تعمیم است اما به طور مشخص می توان نمود آن را از جنگ نخست خلیج فارس در سال 1991 به این سو یافت. رکود-تورمی که بیماری مزمن سرمایه داری است و به دلیل انباشت بیش از حد ثروت و تعمیق نابرابری طبقاتی و جهانی شکل می یابد شرایطی را به وجود می آورد که در آن درحالیکه صنایع سرمایه داری می توانند با تمام قوا در امر تولید نقش بیافرینند، بازارها از ارائه ی تقاضا برای این میزان از تولید عاجز هستند. به عبارت دیگر عرضه بالا و تقاضا پایین است، این موقعیت نمی تواند برطرف شود مگر آنکه میزان بیشتری از ثروت در اختیار مصرف کنندگان قرار گیرد تا آنها تقاضا را افزایش دهند و نوعی تعادل نسبی میان عرضه و تقاضا پدید آید و بازار برای مدتی ثبات پیدا کند
وضعیت کنونی و بحرانی اقتصاد امروز آمریکا بوضوح قابل پیش بینی بود. زمانی که بازار مسکن در اوج خود بسر می برد و اقتصاد آمریکا با موتور قوی این بخش، غرنده به پیش می رفت من در مقاله ای که در سال ۲٠٠۶ در نشریه دنیای اقتصاد منتشر شد نوشتم: "احتمال دیگر، انفجار وامهای مسکن (Mortgage Bubble) است که مانند انفجار سهام بازار بورس (Stocks Bubble) در سال ٢٠٠١ و ٢٠٠٢ آمریکا را در مقابل وضعیت غیرمنتظرهای قرار خواهد داد."
آنچه که اقتصاددانان در آن روزها کمتر به آن توجه می کردند گرفتاری بینشی ای بود (و هنوز هم هست) که بر جامعه آمریکا سیطره کامل یافته بود. سئوالی که در هر ذهن کنجکاوی در مواجهه با ریخت و پاش غیرقابل تصور در آمریکا نقش می بست این بود که تا کجا و کی می توان در بی خبری محض، پیوسته قرض کرد و به آن زندگی پرتجمل ادامه داد؟ آمار و ارقام امکان ادامه آن نحوه زندگی در آمریکا را حمایت و تائید نمی کردند.
نظام سرمایه داری برای مواجهه با بحران های ادواریش راه و روش های گوناگونی را برگزیده و هر بار به کمک این روش ها خود را از مهلکه آن ها بیرون کشیده است. یکی از این روش ها که در دهه ی قبل بیش از پیش شاهد آن بوده ایم، براه انداختن جنگ و تزریق دلار در صنایع نظامی، و به طبع آن، کل اقتصاد بوده است.
تجاوزهای نظامی خونین با صربستان آغاز شد، به افغانستان رسید و به عراق ختم شد. (جنگ قفقاز اهداف دیگری داشت و نمی توانست به در گیری مستقیم آمریکا بینجامد.) جنگ تنها در کشور همسایه ی ما عراق که هنوز هم ادامه دارد، گردشی معادل 1200 میلیارد دلار در اقتصاد سرمایه داری جهانی و بویژه آمریکا تزریق کرد و بحران آغاز شده را برای مدتی آرام نمود، بدون آنکه دوران رونق قابل ذکری را هم به دنبال داشته باشد.
سیاستمداران کنونی توان مقابله با بحرانی در این مقیاس را ندارند
شیموس میلن
بحران همه جانبه ای جهان سرمایه داری را فرا گرفته است. هر روز بانک بزرگ دیگری به لیست شرکت ورشکسته می پیوندد و یا توسط موسسه مالی بزرگ تری بلعیده می شود. دولت آمریکا برای نجات سیستم مالی لرزان کشور به اقدام بی سابقه پیشنهاد تزریق 700 میلیارد دلار به بازار دست زده است. برخی از اقتصاددانان معروف جهان از ضروری بودن خاتمه سیاست های نولیبرالی و سیستمی که سرمایه بدون هیچ مرز و کنترلی عمل می کند، سخن می گویند. در مقاله زیر شیموس میلن (Seamus Milne)، صاحب نظر اقتصادی و روزنامه نگار ترقی خواه ، بر پایه تجربه احزاب اساسی انگلستان، در رابطه با عدم توان احزاب و نیروهای سیاسی عمده حاکم در اروپا، در رویارویی با چالش عظیم کنونی سخن می گوید.
فارغ از اینكه بحران مالی آمریكا چگونه و چه زمانی پایان خواهد یافت ، چند سوال مهم وجود دارد كه سیاستگذاران اقتصادی در كشورهای در حال توسعه باید برای اتخاذ سیاستهای مناسب مالی در كشورهای خود به آنها توجه كنند . نخست اینكه ، عدم وجود قانون در بازارهای مالی ارتباط نزدیكی با بی ثباتی بازارهای مالی دارد . در حالی كه خیلی از كشورهای در حال توسعه قصد دارند بازارهای مالی خود را برای افزایش بهره وری ، آزاد سازی كنند ، بحران مالی امریكا باید هشداری برای این كشورها باشد .این بحران به معنای پایان عصر آزادی مطلق بازار است. دستگاههای نظارتی مثل بانك مركزی باید نظارت دقیقی بر بازارهای مالی و ساز و كار ان داشته باشند . نظارت دقیق بر بازارهای مالی ، نكته ای است كه بن برناكه رییس فدرال رزرو امریكا به صراحت به آن اذعان می كند . نكته دیگر اینكه قوانین بازارهای مالی باید جامع و كامل باشد .
به رغم همه این نوسانات، بورکهارد برگمن معاون کمیسیون شرق اقتصاد آلمان وضعیت اقتصادی روسیه را چندان نگران کننده نمی بیند. او می گوید: در نهایت بنیادهای اقتصاد روسیه تغییری نکردهاند. چیزی که مهم است این که ما با افت و خیز سهام برخورد داشتیم و بورس سهام بیش از حد داغ شد. ضمنا اینجا بورس سهام در یک بازار بسیار کوچک معامله میشوذ. بهای نفت هم به حدود بشکهای نود دلار کاهش یافت. این طبعا بر وضعیت شرکتها و دولت اثر گذاشت. اما ۹۰ دلار بهای چندان بدی برای روسیه نیست. تا چندی پیش روسیه به شدت از این که بهای نفت به بشکهای ۹۰ دلار رسید خوشحال بود.
دولتمردان فرانسه، انگليس وآلمان در سالهاي اخير به اميد برخوردار شدن از امكانات و كمكهاي واشنگتن به حمايت كوركورانه از خواستههاي سران بوش در عرصه بين الملل پرداختند. در اين چارچوب آنها نه تنها به صورت پنهان وآشكار در توسعه طلبي واشنگتن در عراق و افغانستان مشاركت كردند بلكه به حمايت از آمريكا،مواضع نادرست و خصمانه اي عليه ايران، چين و بسياري از كشورها اتخاذ كردند. آنها براي خوشايند آمريكاحتي به حمايت از صهيونيستها و جنايتهاي آنها پرداختند.دولتمردان سه قدرت بزرگ اروپايي در حالي با خيال كسب امتياز از واشنگتن به اين روند پرداخته اند كه اكنون اسناد نشان ميدهد كهآنها نه تنها به اهداف خود دست نيافته اند بلكه بسياري از منافع خود را از دست داده اند.
مهمترين نتيجه اين امر صرف شدن بودجههاي داخلي اين كشورها در مسير جنگ طلبي در عراق و افغانستان و زياده خواهي آمريكا در معادلات جهاني بوده كه حاصل آن بحران شديد اقتصادي در اين كشورها ميباشد.
ویب کاست
لیندن لروژ اقتصاددان بزرگ امریکا
به تاریخ اول اکتوبر ویب کاست لیندن لروژ اقتصاددان بزرگ امریکا در باره بحران اقتصادی بصورت مستقیم از طریق انتر نت پخش شد. این برنامه دلچسپ را میلیون ها نفر در سراسر جهان بخصوص در کشور های اروپای شرقی تعقیب کردند.
ما این برنامه عالی را در چهار بخش درینجا پخش می کنیم و از کسانیکه به زبان انگلیسی بلد اند خواهش می کنیم یک مقدار وقت خود را برای شنیدن این برنامه علمی و آموزنده تخصیص دهند.
اگر این برنامه مورد علاقه تان قرار گرفت بخش های بعدی آنرا خود تان در یوتوبتعقیب کنید.
|
|